ساخت لوگومتحرک وثابت


ساخت ایکن متحرک وثابت


ساخت کدبارشی


ساخت کدبارشی (متفاوت بابالایی)


ساخت طراحی عکس


ساخت کارت پستال


ساخت صفحه ورودی 


ساخت بنر


ویرایش قالب


ساخت ریبون


ساخت فونت های متحرک


ساخت تصاویرانمیشین 


ساخت کدموس


ساخت کدموزیک


ادرس سایت های خارجی عکس وفونت فانتزی


تمام تکنیک های فتوشاپ


اموزش قراردادن کادربرای کدها


دونوع جزوه ساخت قالب


جزوه ترجمه قالب های خارجی


جزوه ساخت هدرهای زیبا


جزوه ساخت پیام ورودوخروج وب


جزوه ساخت کدپرش به بالا


جزوه ساخت لوگو  

 

خودش اول نگاهم کرد خدایا             به صد خواهش صدایم کرد خدایا  

 گناه این جدایی گردن اوست                  که او آخر رهایم کرد خدایا



كاش قلبم درد پنهاني نداشت
    چهره ام هرگز پريشاني نداشت
        كاش برگه هاي آخر تقويم عشق
            خبر از يك روز باراني نداشت
                كاش مي شد راه سخت عشق را
                    بي خطر پيمود و قرباني نداشت
                        كاش ميشد عشق را تفسير كرد
                            دست و پاي عشق را زنجير كرد

مینویسم...............
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
  
 
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
  
 
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
  
 
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”

   
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

   
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین …
در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز ، غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد ، آرزوها رفته بر باد



love-draw (4)

 تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!

یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .

دیگر احتیاط لازم نیست..........


شکستنی ها شکست...!!!!!


هرطور مایلید حمل کنید.......

خــداونـدا پــرســـشـی دارم


رهــا كـــن آسـمـان هـا را ،


بـیـا ایـن جـا قـضـاوت كـن


بـبـیـنـم در زمـیـن یـك مــرد پـیـدا مــی كـنــی یـا نــه؟


تـو هـم مـثـل هـمـه ، امـروز و فـردا مـی كـنـی یـا نـه؟


بـنـدگـانـت را از نـنـگ آدم بـودن و بـیـهــــوده فــرسودن ،


مبـــرّا می كنی یا نه ؟


بـــرای آخــــریـن پــرســـــش


رهــا كـــن آسـمـان هـا را ،


بـیـا ایـن جـا قـضـاوت كـن

فقط برای خودم هستم مـــن ؛

خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ …

نه زیبایم و نه عروسکی و نه محتــــــاج نگاهی

برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی

نه سیرتــــــ آدمها را ..

هیـــــچ ندارمــــــ……

راهت را بگیر و برو

حوالی من توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ

کاش میدونستی اونی که نشسته همیشه خسته نیست ! شاید جایی برای رفتن
نداره …

به اندازه ي همه" نه " هايي که بايد ميگفتم و نگفتم

 امروز بايد بگویم غلط کردم !!!


خــدایـــــا . . .
گـــله نـمی کــنم ؛ ولــی کـمـی آرامــتــر امتحانم کُــن ؛
بـه خـودت قَسم خســتـه ام ....


و تـو هـر وقـت خـواسـتـی سـرنـوشـتـم را بـدانـی

سـيـگـاری روشـن کـن

و آن را نـکـش

فـقـط نـگـاهـش کـن

بـبـيـن کـه چـه بـيـهـوده سـوخـتـم . 

"ببینمت داری گریه میکنی؟
تازه اول کاری...
من این روزهارا
سالهاست گذراندم
اکنون کارم از گریه و زاری گذشته...
به هر مصیبتی میرسم
های های 
میـــــــــــــــخــــندم...

ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ!



میخواهــــــــــــــــــــــــــــى بدانى چه مــــــــــــــــــــــــى کشم †
فقط یکبار سیــــــــــــــــــــــــــــگار را
از آن طــــــــــــــــــــــرف که مــــــــــــــــــــــى سوزد بکــــــــــــــش ¡


سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم
کــ ــه دیــدم مترسکـــــ
بـه کــلاغ میــ ــگویــد:
هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن
فقـــط تنهــام نــذار!!

بی تو تنها گریه کردم توی شبهای بی ستاره

انتظارتوکشیدم تاکه برگردی دوباره

درغروب رفتن تولحظه هایم راشکستم

زیربارون جدایی باخیال تونشستم

پشت شیشه روز و شب دل به بارون می سپارم

من برای گریه هایم چشمه ها را کم می یارم

انتظار باتو بودن منو ازپا در میاره

ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره

http://www.axgig.com/images/86123235609829408100.jpg

ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﻭﺣﺸﯽ ﻫﺮ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ
ﻻﯾﻖ ﺑﻮﺳﻪ
ﻫﺎﯼ ﺁﺗﺸﯿﻨﺖ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺱ . . . ﮐﻪ ﺣﺮﻣﺖ
ﺑﻮﺳﻪ
ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﺪ...
ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﻮﺳﻪ
ﻫﺎﯾﺖ . . . ﻓﺮﺩﺍ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺭﺩ ﺷﺪ . . .
ﺑﺎ ﻧﯿﺸﺨﻨﺪ ﻧﮕﻮﯾﺪ:
" ﻓﺎﺣـــــــ  ـ  ـــــــﺸﻪ.

خوابیدم ولی باچشم های باز!!
.
هرچقدرمیخاهی خیانت کن

میگذارم پای کابوس

كثيف ترين چاپلوسي........

.......................زماني است...........

.............................كه مردي بخاطر طبيعي ترين نيازش........

.......................................به دروغ.......

....................................................به معصومي بگويد:

............................................................................دوستت دارم..............

زندگی من 
چون سیگاری بر لبانت ٬
دود شد و به هوا رفت ...
نمی دانم میان این خاکسترهای سوخته ٬
هنوز به دنبال کدام رد خیانتی ؟